تایتل قالب



(توجه: برای نوشتن این مطلب ساعت ها زمان گذاشتم و برای هر خطش کلی اشک ریختم و بغض کردم از سر شوق الان هم پرم از حس خوب و هیجااااااان وصف نشدنی حتما با دقت بخون و نظرتو در انتها بهم بگو)


سلام من ملیحه ام بلاگر توسعه فردی

امروز میخوام داستان رسالت خودمو برات بگم چون میتونی، برای پیداکردن رسالت خودت از داستان من استفاده کنی :)

رسالت یعنی کمک و خدمت تو به دیگران کاری که حتی اگر هیچ پولی نگیری ولی بازم عشق به اون کار از قلبت خارج نمیشه و نمیتونی ترکش کنی کاری که در حین انجامش انقدر محوش بشی که نفهمی چجوری زمانت میگذره! رسالت به زندگیت معنا و مفهومی ارزشمند میبخشه و تو هر روز صبح یه دلیل هیجان انگیز داری که از رخت خواب جدا بشی و شبها با رویای اون به خواب بری!


راستش از وقتی معنای رسالت رو فهمیدم همیشه به این فکر میکردم که رسالت من چیه؟ تو پست *درباره ملیحه* توضیح دادم که چه اتفاقاتی افتاد که متحول و هدایت شدم بعد از اون ماجراها یه مدت میگفتم رسالت من اینه خودسازی و خودشناسی کنم و معنویاتمو تقویت کنم و به بقیه هم کمک کنم تا این مسیر رو راحت تر از من طی کنن! مدتها بعد یه روزایی ارزوم این بود که شهید بشم و میگفتم باید جوری زندگی کنم که بعد شهادتم ادم ها از زندگی من الگو بگیرن...

از شهادت ناامید و غصه دارشدم گفتم من یه دخترم چجوری برم بجنگم و شهید بشم؟ که یه نفر بهم گفت: غصه نخور! تو حتما لازم نیست شهید بشی جهاد تو تربیت فرزند میتونه باشه که بچه هایی تربیت کنی که شهید باشن!

راستش بازم ناراحتیم زیاد شد و نتونستم این حرفو هضم کنم میدونی چرا؟ چون هیچ کجا نگفتن مادر جایگاه بالاتری از یک شهید داره این شهید هست که بالاترین درجه رو داره همیشه!


گذشت و گذشت تا اینکه یه سری ادم ها وارد زندگیم شدن که با اینکه به ظاهر دین عمل میکنن ولی اهل توسعه بخش انسانی خودشون نیستن با هیچ زبونی متقاعد نمیشن و عناد عجیبی دارن! همیشه از این ادم ها فراری بودم  و دنبال بحث نبودم ولی این بار انگار راه فراری نبود تحت یه شرایطی مجبور بودم که باهاشون تعامل کنم ، درس های زیادی برای من وجود داشت توی این مشکل و البته درد و تنهایی عمیقی هم به همراه داشت!

نمیدونم طعم نگاه های تحقیر امیز دیگران رو بخاطر عقایدت چشیدی یا نه؟ ولی باید بگم که خیلی تلخه به چشم یه ابله نگاهت کنن! ولی ترجیح من همیشه اینه که با عقایدی که خودم با تفکر انتخاب کردم  یه ابله کم عقل باشم تا اینکه با عقاید دیگران یه انسان دانشمند به شمار بیام!

سکوت کردن یه جاهایی خیلی سخت بود برام ولی تنها چاره ام بود....


خب شاید بگی اینا چه ربطی به رسالت تو داره ملیحه؟

از اینجا به بعد جهت رسالت من با این اتفاق عوض شد، با خودم گفتم قطعا حضور این افراد بی حکمت نیست و درسی نهفته داره پس من تسلیم امر الهی میشم :)

من با دیدن این ادم ها درس بزرگی گرفتم فهمیدم هر قدر هم نماز بخونم روزه بگیرم برم کربلا و مکه و سینه زنی کنم و نوحه و روضه گوش کنم و نذری بدم و خودمو با این چیزا خفه کنم اگر ولایت پذیر نباشم پشیزی ارزش نداره! همه اینا زمانی ارزشمند میشه که من خودمو برسونم به لشکر و چادر امام زمان!


دنیا داره یه تحول عظیم پیدا میکنه و قطعا اگر درک نکنیم که در چه زمانی داریم زندگی میکنیم از حادثه عظیم تاریخی که داره رغم میخوره عقب میفتیم و از قافله دور میشیم ، هدف من اینه که در این مسیر به مقام منتظر و همراهی با امام زمان برسم و به بقیه هم کمک کنم تا یار امام زمان باشیم ولی اگر ما تصمیم نگیریم که در این جریان  عظیم الهی و سیاسی شرکت کنیم خدا به اندازه کافی لشکر داره و کار خودشو میکنه فقط این ما میمونیم بی نصیب!


حالا اما رسالت من رنگ و بوی دیگه ای گرفته و من دیگه شهادت نمیخوام!

من از خدا میخوام انقدر بهم عمر بده که بتونم چهره ماه امام زمانمو ببینم و جلوش سربلند باشم، میخوام توفیق مقام منتظر واقعی رو بهم بده....

مقام منتظر ،مقامی هست که در قیامت حتی شهدا هم بهش غبطه میخورن!

چی میشه یه شبی همه ما صدای جبرئیل رو بشنویم که میگه: اقا داره میاد !وقتی ظهور کرد و چشم تو چشم شدیم اینجوری نگاه کنه  که این دختر کمک من بود نه خون به دل من و غافل از من! خیلی مزه داره که لبخند رضایتو به چهره اقا ببینی....

چی میشه بتونیم تو حکومت امام زمان زندگی کنیم و به چشم خودمون غلبه حق به باطل رو ببینیم؟ و امام زمان ما رو به بزرگی خودش تربیت کنه؟ چی میشه استادمون امام زمان باشه و هر هفته بریم به دیدارش؟چی میشه یه روزی پشت سر امام زمان در قدس نماز بخونیم؟چی میشه جهان پر از عدالت بشه و دیگه فقر و بیماری وجود نداشته باشه؟ همونطور که گفته شده وقتی اقا بیاد مردم به ستون های طلا و جواهر در خیابان ها بی اعتنا هست بیماری و فقری وجود نداره و....!

قطعا میدونید بارها و بارها به ما مژده دادن که ظهور خیلی نزدیکه و جوانها با چشم خودشون ظهور رو خواهند دید پس اینها یه رویا نیست و مطمئن باشید خیلی زود به حقیقت میپیونده!

الان  دنیا از دست دنیا دارها در رفته  هرسیاستمداری روی کار میاد هر روز اوضاع بدتر میشه نه فقط در ایران بلکه در جهان! و همه این بدبختی ها بخاطر اینه که ما امام بالا سرمون نیست! و جالب اینه که ما انقدر بلا سرمون اومده ولی بازم به اضطرار نرسیدیم دیگه چه اتفاقی باید بیفته تا بفهمیم امام میخواییم؟ تاکی این شرایط ادامه پیدا کنه؟خودشیفتگی تا کی؟

الان 1180ساله که امام زمان منتظر ماست و تو کوچه و خیابونای این کشور آواره است!! وما هنوز به این درک نرسیدیم که امام زمان میخواییم!!

حالا من از این به بعد تلاش میکنم تا علاوه بر تقویت معنویات و رشد شخصیتی و توسعه فردی امام زمانم رو بیشتر بشناسم و به شما هم بشناسونم و درنهایت به مقام منتظر برسیم :)


خب حالا ازت میخوام ببینی که رسالت تو چیه؟ جایگاه تو در رسالت امام زمان چیه؟ دوست داری عضو موثری از لشکر حضرت باشی؟

نظرات (۴)

  • زهرا
    جمعه ۲۸ آبان ۰۰ , ۲۳:۵۶
    و یه سوالی، میشه بپرسم چیزایی که براش از طرف افراد ظاهرا مذهبی تحقیر شدید چی بود؟ میخوام توجه کنم بهشون و منم درک کنم اون درسی رو که شما گرفتید...
    • author avatar
      ملیحه
      ۳۰ آبان ۰۰، ۲۰:۲۸
      عقاید سیاسیم بود بیشتر
      راستش داستانش خیلی مفصله شاید یه روزی راجع بهش یه کتابی بنویسم
  • 🌼تمنا🌼
    دوشنبه ۲۴ آبان ۰۰ , ۲۳:۱۸
    سلام آبجی ملیحه جااااااان♥️♥️♥️
    راستشو بخوای درمورد کسب وکاراینترنتیم دارم فعلا دوره های آموزشیو می گذرونم
    ایشاا.... این دوره اش تموم شد پیجشو
    میزنم به نظرم فعلا یه چند ماهی طول بکشه البته الان من تازه کارم اما همه ی سعیمو میکنم که اولین کارمو برای خودت بفرستم خییییلی ذوقشو دارم اول خودت ببینی ونظرتو بهم بگی😍😍😍
    البته اگه خودت مایل باشی!!!

    • author avatar
      ملیحه
      ۳۰ آبان ۰۰، ۲۰:۲۱
      سلام تمنا جان چقدر عالی خیلی خوشحالم که برای اهدافت تلاش میکنی و آموزش میبینی:)
      اره حتما منم خیلی ذوق دارم و خوشحال میشم که محصولاتتو برام بفرستی ببینم :)
  • 🌼تمنا🌼
    جمعه ۲۱ آبان ۰۰ , ۲۲:۱۸
    سلام آبجی ملیحه جااااااان ❤️❤️❤️
    وااای نمی دونی چقد دلم برا سایت تنگ شده بود یه چند وقتی بود که به سایت سر نزده بودم
    راستش در مورد این پست خیلی فکر کردم خیلی وقته که دارم به این موضوع فکر میکنم دارم سعی میکنم کم کم برم جلو می خوام همه ی تلاشم رو بکنم که که وقتی بابا جونم اومد بهم افتخار کنه و من مایه سر بلند یش باشم ♥️♥️🙂
    • author avatar
      ملیحه
      ۲۳ آبان ۰۰، ۰۸:۳۱
      سلام تمنا جان منم خیلی دلم برات تنگ شده؟ کار اینترنتیت به کجا رسید؟ :)
      ان شاالله سر افراز باشیم
  • zahra.k
    شنبه ۱۵ آبان ۰۰ , ۱۷:۲۸
    سلام دوباره.واقعا اشکم سرازیر شد....خیلی تلنگر خوردم واقعا ما اصل کاری عالم رو ول کردیم چسبیدیم به فرعیات .اصل امام زمانمونه....ملیحه جان میشه بگی چطوری رسالتمو با منتظر واقعی حضرت بودن گره بزنم؟؟
    • author avatar
      ملیحه
      ۱۹ آبان ۰۰، ۰۲:۱۲
      سلام زهرا جان جدی؟ خیلی خوشحالم که تاثیر گذار بود برات
      اینکه هر کاری میکنی در هر جایی هستی ببین آیا به امام زمان کمکی میشه که ظهور کنه؟  و آیا ازت راضی هست یا نه؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

به بهشت ملیحه خوش اومدی